دیگه از این دوره همی های خانوادگی خسته شدم
بابا دوره همی میشه ماهی دو بار، ماهی یک بار
نه هر هفته
اونم هر بار بالای یکی، دو روز
خونمون یک جورایی شبیه هتل شده
ما هم شبیه گارسن های هتل که دائم سرویس میدن
نمیدونم بدجنس بازی دارم در میارم یا هر چیز دیگه ای
اما این مهمون های ما انقدر منو عاصی کردن
که حالم از هرچی مهمون و مهمونیه بهم میخوره
...
اخیرا انقدر سرم شلوغ شده که به ندرت وقت نمیکنم فیلم ببینم
چند هفته ایه استخر نرفتم
چند ماهیه کتاب نخوندم
حتی دیر به دیر وقت میکنم به اینجا سر بزنم
سلام
استخر نرفتی
مگه شنا بلدی سرور
وای
کتاب خخخخخ
نه اینکار اشتباهیه که میکنی , باید زود به زود به وبت سر بزنی
اوهوووووم
شالگردن میبافی مگه بلدی , رابطه تون
سلام
شنا و بافتنی جزو کار های مورد علاقمه...
سلام.
برای شال گردن و رابطه خوب خوشحالم
سلام
مرسی بانو
شما باید حق کپی رایت جهت استفاده از نام اینجانب در متن خویش را بپردازید!!!!!!

من کلا از فامیل متنفرم
چون از هیچ کدومشون هیچ خیری ندیدم
نمیگم ازشون متنفرم واقعا دوسشون دارم....ولی یکم درکشون پایینه...چون الان نه وضیعیت خودم جوریه که بتونم مهمون داری کنم نه مامانم و متاسفانه این موضوع رو اصلا درک نمیکنن و هنوز نرفته فردا همگیشون دوباره اینجان